تبليغاتX
عشق است - ماه من

عشق است

چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد

 

از خانه بيرون ميزنم اما كجا امشب
شايد تو مي خواهي مرا در كوچه ها امشب

پشت ستون سايه ها روي درخت شب
مي جويم اما نيستي در هيج جا امشب

مي دانم آري نيستي اما نمي دانم
بيهوده مي گردم به دنبالت چرا امشب

هر شب تو را بي جست و جو مي يافتم اما
نگذاشت بي خوابي بدست آرم تو را امشب

هر شب صداي پاي تو مي آمد از هرچيز
حتي ز برگي هم نمي آيد صدا امشب

ها ..... سايه اي ديدم ، شبيه ات نيست اما ، حيف
اي كاش مي ديدم به چشمانم خطا امشب

امشب ز پشت ابرها بيرون نيامد ماه
بشكن قرق را ماه من ، بيرون بيا امشب

گشتم تمام كوچه ها را يك نفس هم نيست
شايد كه بخشيدند دنيا را به ما امشب

طاقت نمي آرم تو كه ميداني از ديشب
بايد چه رنجي برده باشم بي تو امشب

اي ماجرا شعر و شب هاي جنون من
آخر چگونه سر كنم بي ماجرا امشب


+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت13:51توسط نیلوفر | |