ياسها را براي تو ميچينَم اما لايِ دفتر ميگذارم رويِ شعري كه براي تو گفتهام
شعر بوي ياس ميگيرد اما كه ببويد.... اما... كه بخواند؟
نوشته شده در ساعت 23:3
توسط نیلوفر
|
درباره ي من
اگه سرگردون بشم تو جاده هاي سرنوشت ... اگه غصه دار بمونم پشت درهاي بهشت ... اگه دست اين زمونه از غصه دار بودن نوشت... اگه تقديرمو آفريدگار با درد انتظار نوشت ... اگه تو كوچه هاي دلواپسي در به درم ... نه عزيزم ... نه ...محاله تو رو از ياد ببرم ...