چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم ... خانه اش ويران باد
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
روزي دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد روزي که در هاي خانه شان را نمي بندند قفل افسانه اي است و عشق براي زندگي بس است وعشق براي زندگي بس است و عشق براي زندگي وعشق براي و عشق و….
نوشته شده در ساعت 20:27
توسط نیلوفر
|
درباره ي من
اگه سرگردون بشم تو جاده هاي سرنوشت ... اگه غصه دار بمونم پشت درهاي بهشت ... اگه دست اين زمونه از غصه دار بودن نوشت... اگه تقديرمو آفريدگار با درد انتظار نوشت ... اگه تو كوچه هاي دلواپسي در به درم ... نه عزيزم ... نه ...محاله تو رو از ياد ببرم ...