چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم ... خانه اش ويران باد
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
بدون تو خورشید چایش را سرد می نوشد ................
نوشته شده در ساعت 15:24
توسط نیلوفر
|
درباره ي من
اگه سرگردون بشم تو جاده هاي سرنوشت ... اگه غصه دار بمونم پشت درهاي بهشت ... اگه دست اين زمونه از غصه دار بودن نوشت... اگه تقديرمو آفريدگار با درد انتظار نوشت ... اگه تو كوچه هاي دلواپسي در به درم ... نه عزيزم ... نه ...محاله تو رو از ياد ببرم ...